الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
208
تفسير مجمع البيان (فارسى)
و يا صاحبى عند شدتى و يا ولى نعمتى الهى و إله آبائى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين فانك ان تكلنى الى نفسى اقرب من الشر و أبعد من الخير و آنس فى القبر وحشتى و اجعل له عهداً يوم القاك منشوراً . يعنى : خدايا ، اى آفريدگار آسمانها و زمين و اى داناى نهان و آشكار و اى رحمان و اى رحيم . با تو در اين دنيا عهد مىكنم . من به يگانگى تو و رسالت محمد ( ص ) و بهشت و دوزخ و قيامت و قدر و ميزان و دين و اسلام و قرآن و خداوندى تو گواهى مىدهم . خداوند محمد و آلش را بهترين پاداش دهد و او را گرامى بدارد . خدايا ، اى كسى كه در گرفتارى پناه من و در سختى همدم من و ولى نعمت من هستى . خدايا و اى خداى پدرانم ، مرا بخودم در يك چشم بهم زدن واگذار نكن . اگر مرا بخودم واگذارى ، به بدى نزديك و از نيكى دور مىشوم . در وحشت قبر انيس من باش و اين را عهدى قرار ده ، براى روزى كه ترا ملاقات مىكنم . پس از آن وصيت كند بهر چه خواهد . تصديق اين وصيت ، در سورهء مريم است : لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً اينست عهد و پيمان شخصى كه مىميرد . وصيت ، كارى است كه بر هر مسلمانى لازم است و بايد آن را حفظ و به ديگران تعليم كند . امير المؤمنين ( ع ) مىفرمايد : اين وصيت را پيامبر گرامى اسلام به من آموخت و فرمود : جبرئيل به من آموخته است . وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً : اين جمله ، از يهوديان و مسيحيان و مشركين عرب است . زيرا يهوديان مىگفتند : عزير پسر خداست و مسيحيان مىگفتند : عيسى پسر خداست و مشركين عرب مىگفتند : فرشتگان دختران خدا هستند . لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا : اى محمد ، به ايشان بگو : ادعايى گزاف و شنيع مىكنيد ! « شيئاً » منصوب است به حذف حرف جر . تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا : اين ادعا بقدرى گزاف است كه اگر بنا بود آسمانها و زمين شكافته شوند و كوهها متلاشى شوند ، بواسطهء اين ادعاى هول انگيز آسمانها شكاف بر مىداشتند و زمين